، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

گل دختر مامان و بابا

غذا خوردن بامزه

سلام وروجک مامان 6 ماهگی 4 دست و پا میری و جایی از خونه نیست که نرفته باشی. غذا خوردنشو نگاه! اولین غذایی که خوردی خودتو به این روز انداختی ...
27 خرداد 1393

5 ماه از زمینی شدنت گدشت

شما اول 5 ماهگی سینه خیز میرفتی دل مامان واست غش میرفت . اینم یه پارک رفتن دسته جمعی آرش و عارفم بودن خیلی خوش گذشت. امروز مامان دید سرحالی تصمیم گرفت ازت عکس خوشگل بگیره ...
27 خرداد 1393

4 ماهگی دخترم

اولین سفرمون به مشهد بود پارک ملت یادش بخیر اینجا مامان بزرگتم منظورم مامان باباحسینه هنوز از دنیا نرفته بود (روحشون شاد باشه) با عمو اکبر و مامان بزرگ و بابابزرگ و عمه رفته بودیم. ...
27 خرداد 1393

سه ماه گذشت

آره مامان جان دیگه 3 ماه از دنیا اومدن تو گذشت ببین په کارایی یاد گرفتی اینم زبون کوچولوت اینجا هم صبح که از خواب پا شدم دیدم دستتو گذاشتی زیر سرتو خوابیدی ...
27 خرداد 1393

1 ماه اول زندگی

عکس دست کوچولوت که قراره باهاش کارای خیر بکنی الهی مامان قربون این ژست گرفتنت بشه ببین چقدر ناز خوابیدی تو خوابم دست از ژست گرفتن برنداشتی بابا تورو گذاشت رو اوپن آشپرخونه تا وقتی بزرگ شدی ببینی بسته بندی شدی آماده خزوج از خونه ای ...
1 خرداد 1393

تولد گل دخترم

تو 6 بهمن 1391 ساعت 9/30 دقیقه صبح جمعه بدنیا اومدی. با تموم استرسی که داشتم ولی عاقبت روزای سخت ولی شیرین بارداری تموم شدو تو فرشته کوچولو قدم رو چشم ما گذاشتی و دنیا اومدی. اونروز مامانی  و بابا حسین از اومدنت خیلی خوشحال شدن وخدارو بخاطر اومدنت شکر کردن. عکس روزی که تازه چشماتو روی دنیا باز کردی رو میزارم و از این بعد تمام عکسای قشنگو خاطره آمیزتو میزارم تا وقتی بزرگ شدی ببینی و کلی ذوق کنی       ...
30 ارديبهشت 1393

سلام به بهترین هدیه خدا شیدای نازم

سلام دختر ناز خودم خیلی وقته که سری به اینجا نزدم البته عمدی نبود عزیزکم ولی از این به بعد سعی میکنم همیشه بیام و خاطرات با هم بودنو ثبت کنم. تو این مدت طولانی حرفای زیادی هست که باید بهت بزنم از روزی که دنیا اومدی تا به امروز که دقیقا 1 سال و 2 ماه و 23 روزه هستی .   ...
30 ارديبهشت 1393

هفته 38 بارداری

دیگه داریم به لحظه های آخر و دیدن تو نزدیک میشیم این روزا خیلی کم میام بیشتر خونه استراحت میکنم تا وقتی بیای آماده باشم. شب یلدا مامانی سیسمونیتو آورد خیلی خوشگلن شب خوبی بود تو هم همش تکون میخوردی.         ...
30 ارديبهشت 1393

هفته 35 بارداری

امروز اولین روز از 35 هفتگی کوچولو نازمه این روزا خیلی وول میخوری و مامانو خوشحال میکنی دیگه داریم به روزای آخر نزدیک میشیم شمارش معکوس شروع شده .   هوا امروز خیلی عالیه داره بارون میاد میگن تو هوای بارونی هر چی از خدا بخوای براورده میشه و منم ازش میخوام تو عزیزدلم سالم بدنیا بیای و سایه بابا حسین همیشه بالا سرمون باشه و همیشه خوشبخت باشیم. یه کم از حال و هوای این هفته بنویسم تا لحظه به لحظه بدونم داری تو وجودم چه جوری میشی: کودک شما چگونه تغییر می کند؟ كودك شما در حال بزرگ شدن است! وزنش بيشتر از 2250 گرم شده و طول بدن او هم كمي بيشتر از 45.7 سانتي متر است. هرچند رحم شما جاي گرم و نرمي است، اما ...
30 ارديبهشت 1393